خدایا دلم را دریائی کن

   

 

سلام مرواريد من ............

ديشب باخبر شدم  پدر دکتر سعيد فوت کرده ....... خيلی دلم گرفت ........ تو که بايد خوب بدونی من چی ميگم ........ يادت مياد چه خاطرات خوشی با دکتر داشتيم و انصافا چه پدر با صفايی داشت .........  به قول دکتر بهشتی (بهشت را به بها ميدهند نه به بهانه ) ....... الحق هم  بهشت زيبنده پدر دکتر هست ..... وچه روز خوبی رفت و چه شب خوبی مهمون پسرش شد ......... ميتونم تصور کنم  الان اونجا چه خبره ( مگه يادت رفته يک شب هم منو دعوت کردی اونجا )يادم مياد  به من اصرار کردی  بمونم .......از تو سئوال کردم  اينجا هم شما دست از مهمونی بازيهاتون برنداشتيد و تو خنديدی و گفتی : هر شب مهمون يکی از بچه ها هستيد ...... يادم مياد  همه اون شب جمع بودند و من بعد از اينکه فهميدم کجا هستم خواستم برگردم و به همه پز بدم  من مهمون شماها شدم ..... تو با اينکه اصرار کردی من برگشتم ..... البته غصه نميخورم ...... ميدونی چرا ؟ همون عقد اخوتی که با هم بستيم خيال منو راحت ميکنه چون ميدونم منو تنها نميزاری ( مثل هميشه ) ..........

غزلهاي سپيدم را ، هنوز تنها تو ميفهمي
هنوز هم شعرهايم را ، تك و تنها تو ميفهمي
شب بي توشب مرگ است،شب باتوشب ميلاد
چه ميجويم ؟ چه ميخواهم ؟ ازاين شبها توميفهمي
چه تقدير غم انگيزي ، لب دريـــــــــــــا ولي تشنه
دليل تشنه بودن را ، لب دريـــــــــــــا تو ميفهمي
فقط در دريــــــــاها، به هم نزديك نزديكيم
ولي روي زمين - دوري - ميان ما تو ميفهمي
ومن هم مثل آن ققنوس درون يك قفس مصلوب
كه طعم آخرين شام مسيحا را تو ميفهمي
زت زياد .......... يا حق .

...


 

سلام مرواريد من .............

نميخواستم امروز بنويسم ........... و همچنين نميخواستم اينجا رو با اينگونه حرفها طوفانی کنم .......... خودت که منو خوب ميشناسی ....... ميدونی من چی هستم و کی هستم ...... اما مجبور شدم که مطالب دوست عزيزم رو اينجا بگذارم و قضاوت اونو به تو بسپارم ........ ببين :

سلام!‌ ميدوني چيه؟ ميخوام با مرواريد تو صحبت کنم! فقط که مرواريد تو نيست که! زورم زياده پارتيم کلفته ميخوام اين کارو بکنم! ........سلام!!!!!‌سلام مرواريد دل خيلی از ماها! اومدم شکايت! اومدم درده دل!‌سئوال دارم؟ اصلا اومدم شکايت اين داداشتو بکنم! دلم شکسته! اشکم در اومده!‌ بايد ببخشيد! ...اومدم بگم که ببخشيد ما رو که شما رو فراموش کرديم؟ راستی شما برای چی رفتيد؟ هان؟ برای جنگ؟ برای دلتون؟ برای من و امثال من؟ برای عشق؟ ....آره! وقتی شما ها داشتيد با آن باطل ها ميجنگيديد؛٬ امثال همين آقايی که داره اينجا چه چه ميزنه! بلند شدند و فرار کردند به اين ور و آن ور! ميدونی چرا؟ چون مثل شما دلشون دريايی نبود! چون چشم ديدن شما ها رو نداشتند! چون عاشق نبودند! بله!‌ حالا صدای همين افرادی که يا فراری و يا محب لهو و لعب بودند و هستند ميشه تزيين وبلاگی که ......)........اين يعنی چی؟ يعنی راه ما اشتباه بود؟ يعنی شما و ما بيراه رفتيم؟! يعنی آن همه شهيد و آن همه عشق يعنی هيچ؟ نه به والله نه!‌ بخدا نه!‌!!!ميدونی چيه! دلم خونه!‌شاکيم؟ از خودم از دلم از شما که رفتيد و .....!‌ آخه يکی بگه اينجا چه خبره! گيجم!‌خستم!‌ديونم!‌آره!‌ ولی يه چيزی رو ميدونم!‌ولی اينو هم ميدونم ٬ داداشم بيراه نميره؟!!!!!؟!!!؟!! عزيز دل من بيراه نميره! آخه تو يه چيزی بگو .س.!‌ حداقل بيا و بگو:هی ديونه اشتباه اومدی!‌خر الاغ اشتباه اومدی! ديگه نميام!‌ به جونه خودت که به اندازه يه داداش يه بزرگتر يه دوست٬‌دوست دارم نميام!‌ ............ دريا طوفانيست!‌رفيقان دعا کنيد! به آقامون ميسپرمت آقا س. و من الله توفيق الشهاده. همين!..

ميبينی که من اون آهنگ رو برداشتم ........ اما ای کاش قبل از شنيدن حرفهای متهم حکم صادر نميشد........ هر کسی از ظن خود شد يار من .......... زت زياد ....... يا حق .

...


 

سلام مرواريد من .......................

سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) مصادف است با روز مادر

براستی کداميک از ما ميتوانيم ادعا کنيم که توانايی جبران گوشه ای از زحمات مادران خود را داريم

 آری !  با يک عمر خدمت به مادر هم نميتوان محبتهای او را پاسخ گفت

مادرم ، زندگی ، پر از تداعی نور است و روشنايی

تجربه هايم با تو همه نورانی اند

مادرم ، من جلوه های نيايش را در برخاستن دستهای تو ديدم

در آن هنگامه که باغ دل را يکسره پيراهن بهار می پوشانی

و همنوا با نفس های سبز احساس در بيکران وفا سير ميکنی

 چه عظمتی در شبهای تو موج ميزند

چه خلوصی سجاده ات را می پوشاند

تبسم واژه های تو در وقت دعا چهره رنج را می گشايد

مادر !  جانم فدای طاعتت

مرا هم با خود به بزم نماز ببر

روزت مبارک    نامت جاودان

اين روز فرخنده را به تمامی مادران تبريک عرض می نمايم و اميدوارم با استعانت از خداوند متعال

و الگو قرار دادن بانوی نمونه اسلام ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

فرزندانی متدين و شايسته تربيت نمايند که بهشت زير پای اين مادران است

 ان شا الله ............

  حضرت فاطمه سلام الله عليها می فرمايند

رسول الله صلی الله عليه و آله مرا گفت : ای فاطمه !  هر که بر تو صلوات گويد

خدای اورا بيامرزد و در بهشت او را به جايگاه من منتقل کند

زت زياد ........

ياحق

...


 

سلام مرواريد من .............

امشب رفتم به وب لاگ دکتر سری زدم........... به اين نيت رفتم اونجا که باز تجديد خاطره و روحيه بگيرم .......... ولی با کمال تاسف با خبر شدم که پدر دکتر در بستر بيماريه و توی بيمارستان بستری شده ......... اينطور که خود دکتر ميگفت بيماری ايشون سرطان معده تشخيص داده شده ......... کلی حالم گرفت .

اميدوارم که خدا به حق اين ايام مبارک شفای عاجل عنايت کنه .......... تو هم دعا کن .

ميخواستم کلی برات بنويسم ولی اگه تو هم بجای من بودی ديگه دست و دلت به نوشتن نمی اومد .

برات اين شعر رو مينويسم ........

جمله ذرات جهان ،گويد ثناي فاطمه
هستي هستي بپاشد ، از براي فاطمه
چرخ گردون ، سر فرودارد به پيش پاي او
چون بود عرش خدا دولت سراي فاطمه
ماه و خورشيد و تمام كهكشانها جملگي
گشته روشن از جمال حق نماي فاطمه
وسعت جاه و مقامش را نداند هيچ كس
ذات حق داند فقط قدر و بهاي فاطمه
در مقام وصف او يك نكته يس باشد فقط
مصطفي خيزد ز جا در پيش پاي فاطمه
بوسه زد بر دست او، احمد بگفتا اين چنين
او بهشت من بود ، جانم فداي فاطمه
اين ندا از هاتف غيبي بگوش آمد
بر وجود فاطمه نازد خداي فاطمه
هر گره افتاد بكار عاشان كوي او
واشود با پنجة مشكل گشاي فاطمه
اي مريض عشق ديگر غم مخور بيهوده چون
درد تو درمان كند دارالشفاي فاطمه
روز محشر غم ندارد از حساب واز كتاب
هركه دارد در دلش مهر و ولاي فاطمه
آيد آن روزي كه آيد آخرين فرزند او
مهدي صاحب زمان (عج) صاحب لواي فاطمه
يك شبي آيد اگر در جمع ما آن مه جبين
پر شود عالم ز عطر جان فضاي فاطمه
زد قلم را بر زمين گفتا امين كه اينچنين
من كه باشم تا كنم مدح و ثناي فاطمه

زت زياد .......... يا حق

...


 

سلام مرواريد من ...................

ديشب به ياد روی تو تنها گريستم....
قدری سبک شدم ز غمت تا گريستم....
با ديدن غروب الفبای عشق تو...
بر برگ برگ دفتر املا گريستم....
برداشتم ز زخم دلم مرهم خيال...
بر وسعت جراحت گلها گريستم....
وقتی که موج سرخ تنت اوج می‌گرفت،...
تا ارتفاع سبز تماشا گريستم....
با رود اشک در غمت ای شعر ناتمام...
بر زورق تغزل دريا گريستم....
بستم دخيل بر کفن پاره پاره‌ات...
در ماتمت تمام جهان را گريستم....
بغض غريب حنجره می‌خواست تا شوم...
خاموش از بيان غم اما گريستم....
زد زياد ...... يا حق

...


 

سلام ....... باور کن کلی مطلب برات نوشته بودم ولی نميدونم چرا همه پاک شد ....آخه ميگی چيکار کنم ؟

ولی من خسته نميشم ...... دوباره مينويسم ....... اينقدر مينويسم تا موفق بشم ....... 

...


 

سلام مرواريدم ....................... ميدونم بعد از ۲۶ سال ؛ انتظار جواب شنيدن؛ نشونه ابلهی و خام بودن منه .

ولی اگه تو رو نميشناختم تا آخر عمرم هم نمی اومدم .

خدا خودش بهتر ميدونه كه اينجا رو فقط و فقط به عشق تو ساختم .

در اين مدت اينقدر حرف تو دلم مونده كه نگو ..... 

ولی حالا كه ميخوام برات حرف بزنم ؛ نميدونم بايد از كجا شروع كنم .

اولش با خودم گفتم: بذار همونطور كه اين مدت باهات حرف ميزدم بنويسم ولی نميدونم چرا مخم هنگ كرده .

بيا و امشب خودت بهم بگو چطور شروع كنم .

دستت درد نكنه ........... قوبون مرواريد خودم برم ........... ميدونستم كه مثل هميشه منو تنها نميزاری .

فال امشب كمكم كرد . 

بـنال     بـلـبـل     اگر    با    مـنـت    سر    ياريسـت

                                    کـه   ما   دو   عاشـق   زاريم   و   کار   ما  زاريسـت

در   آن   زمين   کـه  نـسيمي  وزد  ز  طره  دوسـت

                                    چـه     جاي     دم     زدن     نافـه‌هاي    تاتاريسـت

بيار     باده     کـه     رنـگين     کـنيم    جامـه    زرق

                                     کـه   مـسـت   جام   غروريم   و   نام  هشياريسـت

خيال   زلـف   تو   پخـتـن   نـه   کار   هر   خاميسـت

                                    کـه    زير    سلسلـه    رفـتـن    طريق    عياريسـت

لطيفه‌ايسـت    نـهاني   کـه   عشـق   از   او   خيزد

                                    کـه   نام   آن   نـه   لـب   لعل   و   خط  زنـگاريسـت

جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال

                                   هزار    نـکـتـه    در    اين    کار    و   بار   دلداريسـت

قـلـندران      حـقيقـت      بـه     نيم     جو     نـخرند

                                    قـباي   اطـلـس   آن   کـس   که   از  هنر  عاريست

بر     آسـتان     تو    مـشـکـل    توان    رسيد    آري

                                   عروج     بر     فـلـک     سروري    بـه    دشواريسـت

سـحر    کرشمـه    چشمـت   بـه   خواب   مي‌ديدم

                                    زهي    مراتـب    خوابي    کـه    بـه   ز   بيداريسـت

دلـش    بـه    نالـه    ميازار    و   ختـم   کـن   حافـظ

                                   کـه     رسـتـگاري     جاويد     در     کـم    آزاريسـت

قربون داداش دوقلوی خودم برم كه از اول خلقت منو تنها نذاشت .

مرواريد من ؛ يادش بخير اون موقع كه با هم متولد شديم .

ببين بذار  همه خاطراتم رو امشب مرور نكنم و با حوصله برات تعريف كنم . اينطوری كيفش بيشتره.

پس تا بعد ........ زد زياد ....... يا حق.

 

 

...


 

حديث قدسی

من طليني وجدني ( آنكس كه مرا طلب كند مي يابد)
ومن وجدني عرفني( آنكس كه مرا يافت مرا ميشناسد)
و من عرفني احبني ( آنكس كه مرا شناخت دوستم ميدارد)
و من احبني عشقني ( و آنكس كه دوستم داشت به من عشق ميورزد)
و من عشقتني عشقته ( آنكس كه به من عشق ورزيد من نيز به او عشق ميورزم)
و من عشقته قتلته ( و آنكس كه به او عشق ورزيدم ميكشم او را)
و من قتلته فعلي ديته ( و آنكس را كه من بكشم خونبهايش بر من واجب است)
و من علي ديته فانا ديته
( و آنكسي كه خونبهايش بر من واجب است پس من خودم خونبهايش هستم )

...


 

بسم حق

نميدونم چرا اين كار رو كردم ؟

من خودم يكی از اون دسته افرادی بودم كه به همه دوستانم تذكر ميدادم كه اگه جرات درست كردن وب لاگ رو پيدا كرديد ... بايد تا آخر راه رو برويد .

و اينكه اين يه راه يك طرفه است و درو زدن ممنوعه ........

ولی نميدونم اين چه نيرويی بود كه منو وادار كرد كه اين كار رو بكنم ..... در هر صورت اولش بگم .... نه سواد درست و حسابی دارم و نه ذوق نوشتن .. اومدم تا برای خودم بنويسم ......... همين !

گاه گاهي به نگاهي دل ما را درياب ...... جان به لب آمده از درد،خدا را درياب
اگراز دولت وصل تو مرا نيست نصيب ...... گاه گاهي به نگاهي دل ما را درياب
به اميدي به سر کوي تو روي آورديم ...... شهريارا به درخويش گـــــدا را درياب
سنگهاميخورم ازدست جنون دل خويش ...... مــن ديــوانه ي انگــشـت نمـــا را درياب
بگو؛
کاروان صبر کند من از همسفران دورم ...... مـن از قـافله ي عـشــق جدا را دريابم

زد زياد : يا حق

...


 

...