خدایا دلم را دریائی کن

   

 

بسم حق

نميدونم چرا اين كار رو كردم ؟

من خودم يكی از اون دسته افرادی بودم كه به همه دوستانم تذكر ميدادم كه اگه جرات درست كردن وب لاگ رو پيدا كرديد ... بايد تا آخر راه رو برويد .

و اينكه اين يه راه يك طرفه است و درو زدن ممنوعه ........

ولی نميدونم اين چه نيرويی بود كه منو وادار كرد كه اين كار رو بكنم ..... در هر صورت اولش بگم .... نه سواد درست و حسابی دارم و نه ذوق نوشتن .. اومدم تا برای خودم بنويسم ......... همين !

گاه گاهي به نگاهي دل ما را درياب ...... جان به لب آمده از درد،خدا را درياب
اگراز دولت وصل تو مرا نيست نصيب ...... گاه گاهي به نگاهي دل ما را درياب
به اميدي به سر کوي تو روي آورديم ...... شهريارا به درخويش گـــــدا را درياب
سنگهاميخورم ازدست جنون دل خويش ...... مــن ديــوانه ي انگــشـت نمـــا را درياب
بگو؛
کاروان صبر کند من از همسفران دورم ...... مـن از قـافله ي عـشــق جدا را دريابم

زد زياد : يا حق

...