خدایا دلم را دریائی کن

   

 

 



بنياد پاک


در پانزدهمين شب از ماه مبارك رمضان، خانه رسالت پس از انتظارطولانى به  استقبال مولود محبوب خود مى‏شتافت، درست همان گونه كه‏گُلى با طراوت و شاداب، پس از مدّتى تشنگى از يك قطره زلال و گواراى‏شبنم استقبال مى‏كند.............

نوزاد به نياى خويش، يعنى رسول بزرگ اسلام، بسيار شباهت‏داشت، امّا وى به هنگام تولّد اين نوزاد حضور نداشت تا مژده ولادت رابه آن‏حضرت برسانند. پيامبرصلى الله عليه وآله به سفرى رفته بود و به زودى به مدينه‏مراجعت مى‏كرد........................

خانواده با اشتياقى وافر چشم به راه بازگشت پيامبرصلى الله عليه وآله بود و هيچ‏يك از آداب و رسوم تولّد را برگزار نكرده بودند تا آنكه پيامبر اكرم ازمسافرت بازگشت و بنابر عادت هميشگى خويش، نخست به سوى خانه‏فاطمه‏زهرا رهسپار شد..............

چون مژده تولّد كودك را به پيامبر خدا رساندند،سرورى زايدالوصف آن‏حضرت را فرا گرفت و خواستار ديدن كودك شد.چون كودك را در آغوش گرفت، بوييد و بوسيد و در گوشهايش اقامه‏واذان گفت و پس از آنكه از پوشاندن جامه زرد به كودك نهى كرد،دستور داد تا خرقه‏اى سپيد بياورند وكودك را در آن بپيچند.....................

پيامبر اعظم منتظر بود تا ببيند آيا از آسمان خَبَر تازه‏اى درباره اين‏كودك فرود مى‏آيد يا نه؟ وحى نازل شد و خطاب به آن‏حضرت گفته‏شد: نام فرزند هارون، جانشين موسى‏عليه السلام، شبّر بود و على نيز نسبت به‏تو به منزله هارون است نسبت به موسى، پس اين كودك را "حسن" نام‏گذارى كن كه حسن در عربى مرادف شبّر است.............................

نام حسن در مدينه، همچون بوى خوش گلها پيچيد.......... مژده دهندگان باگرمترين و شايسته‏ترين تبريكات به خدمت پيامبرصلى الله عليه وآله آمدند، زيراحسن نخستين فرزند خانه رسالت بود و چشم پيامبر اكرم و ياران‏بزرگوارش به وى دوخته شده بود. او تجديد كننده رسالت پيامبر بود و درآينده، مقتدا و الگوى مسلمانان صالح به شمار مى‏آمد. او پس از پيامبرادامه دهنده راه و رسالت آن‏حضرت بود....................

روز بعد، پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود تا قوچى بياورند و قربانى كرد. چون‏قربانى را نزد آن‏حضرت آوردند، وى خود آمد تا بدين مناسبت دعايى‏بخواند. پس فرمود:
"بسم‏اللَّه الرحمن الرحيم. خدايا! استخوان آن در مقابل استخوان حسن‏وگوشت آن در مقابل گوشت او و خون آن در برابر خون او و موى آن دربرابر موى او. خدايا! اين را نگاهبان محمّد و آل او قرار بده".

سپس دستور داد گوشت قربانى را ميان تنگدستان و مستمندان تقسيم كنندتا اين كار پس از وى در ميان مردم سنّت گردد. وخانواده‏هاى توانگر درهر مناسبتى گوسفندى قربانى كنند تا بدين وسيله ثروت در ميان مردم‏توزيع شود و تنها در ميان توانگران واغنيا نباشد......................
روزى پيامبرصلى الله عليه وآله در حضور لبابه، ام الفضل، همسر عبّاس بن‏عبدالمطلّب، عموى خويش، حسن را در آغوش مى‏گيرد و مى‏فرمايد:
- آيا درباره من خوابى ديده‏اى؟.....
- آرى اى رسول خدا..........
- آن را بازگوى.......
- چنان ديدم كه قطعه‏اى از تن شما در دامن من افتاده است.......
- پس پيامبرصلى الله عليه وآله لبخندى زد و كودك شير خواره را به‏دست او سپردوفرمود: آرى اين تأويل رؤياى توست. او پاره تن من است......................
بدين ترتيب ام الفضل به عنوان دايه امام حسن برگزيده شد........
كودك در كنف حمايت رسول بزرگوار اسلام و در زير سايه پدرش‏امام على وحضرت زهرا بزرگ مى‏شد تا بدين‏وسيله تمام معانى ومفاهيم‏اسلامِ ناب را از چشمه سار رسالت و تمام ارزشهاى ولايت را در زير سايه‏ولايت و همه فضايل و مكارم را از منبع عصمت و فضليت بياموزد..................
پيامبر، على و زهراعليهما السلام در تربيت امام توجّه و اهتمامى بليغ، مبذول‏مى‏داشتند تا بدان وسيله، استعدادها و شايستگيهاى وى را شكوفا سازند...............

نواده رسول خدا (ص)را به لقب هاي زير مي شناختند:.
إمام دوم؛ ريحانه رسول خدا ؛ زكى؛ سبط أوّل، سيّد؛ طيّب؛ مصلح؛ نقي و ولى......
رسول خدا(ص)از شدت علاقه به او، او را (أبومحمّد) ناميد و بدان كنيه صدايش مي زد......

ابن شهر آشوب به القاب آن بزرگوار، امين، اثير، امير، برّ، حجّت، زاهد، قائم، مجتبي و وزير را اضافه مي كند و كنيه او را ابوالقاسم نيز مي نامد..............

ابن صبّاغ مالكي در زيبايي صورت و اعضاي حسن بن علي(ع)مي نويسد: رنگ چهره حسن بن علي(ع)سفيد آميخته با سرخي بود؛ چشمانش سياه، درشت و گشاده؛ گونه هايش هموار، موي وسط سينه اش نرم؛ موي ريشش پر و انبوه؛ پشت گوشش پرمو؛ گردن آن حضرت كشيده، برّاق همچون شمشيري از نقره؛ مفاصلش درشت و دوشانه اش پهن و دور از يكديگر بود؛ انساني چهارشانه، ميانه قد و نمكين كه نيكوترين صورت را داشت؛ ريش خود را با رنگ سياه خضاب مي كرد؛ مويش پرچين و كوتاه و قامتش رسا بود...........
واصل بن عطا گفته است:صورت حسن بن علي(ع)چون سيماي انبيا و هيأت و شكل او چون هيأت ملوك و امرا بوده است...............

زت زياد .............. يا حق.

...